• امروز سه شنبه, 27 آذر 1397 - Tue 12 18 2018
  • شورای اسلامی روستای باغ آسیا

    شهید حسین سالاری

     

    فرزند:حاج رمضانعلي       

    تاريخ تولد:1340            

    محل تولد:شهرستان گناباد باغ آسيا

    تحصيلات:پنجم ابتدائي

    وضعيت تأهل: متأهل

    شغل: پاسدار          

    تاريخ شهادت:1362/12/08

    محل شهادت : جزيره مجنون

    مسئوليت در جبهه:معاون گردان                        

    نام عمليات: خيبر

    نحوه شهادت: اصابت تير به سر

    تاريخ تشييع:73/12/17 بعد از 11 سال جاويدالاثر

    محل دفن: گلزار شهداي روستاي باغ آسيا( بهشت عباس)
     

    زندگينامه شهيد حسين سالاري

    شهيد حسين سالاري در سال 1340 در خانواده اي متدين در روستاي باغ آسيا از توابع شهر گناباد ديده به جهان گشود دوران كودكي را با آشنايي به مكتب حياتبخش اسلام و قرآن كه در خانواده اش بسيار اهميت داده مي شد سپري نمود او دوران دبستان را در مدرسه شبانه روستايشان به پايان رسانيد وي علاقه خاصي به امام حسين(ع) داشت و در مراسم سوگواري آقا ابا عبدالله به مداحي و سوگواري مي پرداخت .او براي ادامه تحصيل به مدرسه شبانه شهر گناباد رفت و همزمان با ادامه تحصيل خود به عضويت فعال پايگاه شهيد رجايي روستاي

    باغ آسيا درآمد.شبها بين دو نماز جوانان را از مسائل روز با خبر مي كرد و حديثي در خصوص جهاد بيان مي كرد و نيز پدر ايشان امام جماعت مسجد جامع بالاي باغ آسيا بود و صبح و ظهر و شب نماز جماعت را براي مردم اقامه مي نمود. بعد از نماز مسائل احكام شرعي و مرثيه خواني داشت و اولين كسي بود كه در امورات خيريه شركت مي كرد و 2 بار به جبهه اعزام شد.همزمان با راهپيمايي هاي عليه رژيم ستم شاهي مردم روستا را تشويق به شركت مي نمود و خود نيز در اين راهپيمايي ها شركت مي نمود. اوقات فراغت خود را بيشتر به مطالعه مي پرداخت و در امر كشاورزي و آبياري و ... پدر و خانواده اش را ياري مي كرد.

    سپس به خدمت فرا خوانده شد و در 17/1/59 13 به سربازي رفت. و سه ماه آموزشي را در پادگان 05 كرمان به پايان رساند بعد از آن به اهواز لشكر 92 زرهي رفت و مدت 18 ماه در زمان سربازي را در جبهه جنوب گذرانيد و در عملياتهاي مختلف شركت نمود بعد از اتمام سربازي بعد از 6 ماه به عضويت سپاه درآمد و مشغول به خدمت شد وي به خاطر دفاع از ميهن و اسلام به جبهه هاي حق حضور يافت و جهت يك دوره آموزشي به مشهد اعزام شد وي پس از اتمام اين دوره دوباره به جبهه برگشت و در آنجا معاون گردان شد. و در هشتم اسفند ماه سال شصت و دو به آسمانيان پيوست.

    نامه اي از بهشت

    هدفم از آمدن به جبهه اين است كه جوابگوي هل من ناصراً ينصرني حسين(ع)باشم عقيده من اين است كه بايد كوشيد و بايد خونها داد و آنقدر شهيد بدهيم تا اسلام عزيز جاودانه بماند تا بتوانند نسلهاي آينده ما را بيدار سازد.انشاء ا... و پيام من به ملت ايران اين است كه دست از امام برندارند و حسين زمان را تنها نگذارند و از هر گونه كمك مالي و جاني به اسلام دريغ نورزند چون همانطور كه حسين (ع) فرمود مرگ با عزت بهتر از زندگي با ذلت است . از پدر و مادرم مي خواهم كه مرا ببخشند چون من نتوانستم براي آنها فرزند خوبي باشم و از برادر و خواهرم مي خواهم كه مرا ببخشند چون نتوانستم حق برادري براي شما انجام دهم و در پايان از همسرم مي خواهم كه مرا ببخشد چون نتوانستم حق همسري را ادا كنم و او را تنها گذاشتم و نتوانستم براي تو زندگي خوبي فراهم آورم ولي از آنجا كه اسلام در خطر است جهاد بر همه مقدم تر است و اميدوارم خدا اجر و مزد شما را بدهد.

    تاريخ وصيت نامه 62/5/3

     

    گردآورنده : سید جلال موسوی

     

    ارسال نظر

    کد امنیتی
    بارگزاری مجدد