• امروز سه شنبه, 27 آذر 1397 - Tue 12 18 2018
  • شورای اسلامی روستای باغ آسیا

    شهید سیدعلی رضازاده

     

    فرزند: سيدرضا

    تاريخ تولد:1346 

    محل تولد:شهرستان گناباد باغ آسيا

    تحصيلات:حوزوي

    وضعيت تأهل:مجرد 

    شغل:طلبه و عضو سپاه گناباد 
     

    تاريخ شهادت:1362/04/15

    محل شهادت: جبهه مهران

    مسئوليت در جبهه: اطلاعات

    نام عمليات:والفجر

    نحوه شهادت:برخورد با مين

    محل دفن:گلزار شهداي روستاي باغ آسيا(بهشت عباس(

    زندگينامه روحاني شهيد سيدعلي رضازاده

    روحاني شهيد سيدعلي رضازاده در روستاي باغ آسيا از توابع بخش مركزي شهر گناباد در يك خانواده متدين ديده به جهان گشود.پدرش كشاورز بوده و با زحمتكشي بر روي زمينهاي زراعي زندگي خود را مي گذرانيد.خانواده او از نظر فرهنگي جزء خانواده هاي با فرهنگ و غني اسلام هستند.

    مادرش در برگزاري مراسم روضه خواني،دعاي كميل و ... از همه زنان روستا جلوتر بود.شهيد در سن 6 سالگي وارد دبستان ضيائي شد و تا كلاس پنجم به عنوان شاگرد نمونه مطرح بود.در سال 1358 بر اثر عشق و علاقه اي كه به دروس حوزوي داشت وارد حوزه علميه گناباد شد.سپس جهت ادامه تحصيل به مدرسه علميه نواب صفوي مشهد رفت.در برگشت از مشهد عضو سپاه گناباد در سال 61 شد.از نظر ويژگيهاي اخلاقي او اينكه بسيار مظلوم و باصداقت بود و با كمي سن خود مثل افراد مسن سخن مي گفت .به مسائل اعتقادي و مذهبي اهميت زيادي مي داد،مخصوصاً به نماز و روزه در ماه مبارك رمضان ابتدا نماز و دعا مي خواند سپس مشغول صرف افطاري مي شد.رابطه او با ديگران بسيار صميمي بود،به همه احترام مي گذاشت،مخصوصاً احترام زيادي براي والدين خود قائل بود و به گفته مادرش حتي يك بار صدايش را بلند نكرد و دستور نداد چه مي خواهم و چه برايم آماده كنيد.شهيد در زمان پيروزي انقلاب سن و سال زيادي نداشت ولي ازوقتي كه خودش را شناخت انقلاب را هم شناخت و با انقلاب رشد كرد و در پايگاه مقاومت بسيج محل عضو شورا بود .او دشمن منافقين بود و معتقد بود آنها را بايد ريشه كن كرد.او به روحانيت علاقه زيادي داشت و از امام به عظمت ياد مي كرد و امام خميني(ره)را نماينده حقيقي امام زمان (عج)و فرشته اسلام مي دانست و آرزو داشت امام را از نزديك زيارت كند و توصيه مي كرد آن بزرگوار را دعا كنيد و انقلاب اسلامي را يك حركت الهي مي دانست و دشمنان انقلاب را دشمنان انسانيت مي پنداشت.جنگ را توطئه اي از سوي ابر قدرتها عليه ايران اسلامي، مي دانست و برخود لازم مي دانست تا از آن دفاع كند،تا اينكه سرانجام موفق شدچند بار به جبهه حق عليه باطل برود و شربت گواراي شهادت را بنوشد.

    نامه اي از بهشت

    اينجانب سيدعلي رضازاده بر حسب مسئوليت شرعي كه در خود احساس كردم و در پاسخ به نداي حسين زمان خميني بت شكن كه مي فرمايد جبهه ها را پركنيد به جبهه آمدم تا در اين عاشوراي زمان در پيروزي حسينيان بر يزيديان شركت داشته باشم در صورت شهادتم پس از من كسي برايم گريه نكند زيرا قلب مرا خواهد آزرد و من از او راضي نخواهم شد و دو برادرم محمود و جواد راه شهدا را ادامه دهند تنها آرزوي من زيارت قبر حسين بن علي (ع)است حال چه در زندگي باشد و چه بعد از زندگي مرا در قبرستان باغ آسيا پهلوي قبر عمو و بابا بزرگم دفن كنيد از شما خواهش ميكنم هر كس از من رنجيده خاطر و ناراضي بوده او را از من راضي كنيد.

    همانطور كه من از همه شما راضي هستم.در تعزيه من به پدرومادرم تبريك بگوئيد اي پدر و مادري كه مرا با زحمت فراوان بزرگ كرديد و به اين حد رسانيديد آيا انتظاري از اين بهتر داريد چه چيز هست؟چه هست كه از فدا كردن فرزند در راه خدا بهتر و شيرين تر است كه اگر راهي بهتر از اين بود امام حسين(ع)علي اكبر و علي اصغرش را به آب رهنمون نمي ساخت پس بر شماست كه بعد از من هميشه خوشحال باشيد و هرگز برايم گريه نكنيد و ديگر برادرانم را جهت مبارزه در راه خدا بزرگ كنيد و در مصيبت من صبر كنيد كه خدا فرموده است: انَّ ا... يحبُ الصابرين.

     

    گردآورنده : سید جلال موسوی

     

    ارسال نظر

    کد امنیتی
    بارگزاری مجدد