• امروز چهارشنبه, 30 خرداد 1397 - Wed 06 20 2018
  • شورای اسلامی روستای باغ آسیا

    شهید ابراهیم رجایی

    شهید ابراهیم رجایی

    فرزند: شيخ علي   

    تاريخ تولد: 1342         

    محل تولد: شهرستان گناباد-باغ آسيا

    تحصيلات: حوزوي

    وضعيت تأهل: مجرد

    شغل: طلبه

    تاريخ شهادت: 12/12/1360

    محل شهادت: تنگه چزابه

    مسئوليت در جبهه: بسيجي تك تيرانداز    

    نام عمليات: پدافندي

    نحوه شهادت: اصابت تركش خمپاره به بدن و سر

    محل دفن:گلزار شهداي روستاي باغ آسيا( بهشت عباس(

    زندگينامه روحاني شهيد ابراهيم رجايي

    روحاني شهيد ابراهيم رجايي در سال 1342 در خانواده روحاني به دنيا آمد. در سن شش سالگي وارد مكتب خانه شد و بعد از يك سال قرائت قرآن را به نحو احسن ياد گرفت و در 7 سالگي وارد دبستان دولتي باغ آسيا از توابع گناباد گرديد و تا كلاس پنجم درس خواند. بعد به علت علاقه اي كه به حوزه علميه داشت وارد حوزه علميه گناباد شد و چهار سال به تحصيل پرداخت. او ضمن تحصيل به خانواده خويش در امر كشاورزي كمك مي كرد. از نظر اخلاقي و مذهبي فردي خوش برخورد بوده، از روحيه بالايي برخوردار بود. در جلسات قرآن شركت مي كرد و در ايام محرم و ماه مبارك رمضان در مساجد به منبر

    مي رفت و به نوحه خواني اهل بيت(ع) مي پرداخت. پدر شهيد مرحوم شيخ علي رجائي يكي از چهره هاي ممتاز روحاني و عالم دانشمند بود و براي تبليغ دين اسلام در روستا خدمات زيادي به مردم كرد و هر شب در مساجد روستا برنامه هاي ديني احكام و مسايل شرعي را براي مردم بخصوص جوانان داشت و تأكيد روي قرائت نماز- دعا و احكام شرعي داشت و بيش از 60 سال به مردم و جامعه اسلامي خدمت نمود و در دوران شاهنشاهي مردم را از طوطئه دشمن آگاه ميكرد و در مسايل مختلف سياسي- اجتماعي- ديني حضور فعال داشت. اوقات فراغت خود را با مطالعه مي گذراند و علاقه زيادي به مطالعه كردن داشت.

    كتابهاي شهيد مطهري و شريعتي را بيشتر مطالعه مي كرد و در كتابخانه محل و مساجد به كار كتابداري و تبليغ مشغول بود. در دوران قبل از انقلاب پارچه هاي نوشته شده مربوط به جشنهاي شاهنشاهي را پاره مي كرد و اعلاميه مراجع اعظام و مخصوصاً امام (ره) را پخش ميكرد و مردم را به راهپيمايي عليه رژيم شاه ترغيب مي نمود. او به مسايل سياسي روز علاقه زيادي داشت و مي گفت: «ما چون به منافع آمريكا ضربه وارد آورده ايم، آمريكا به سادگي دست از سر ما بر نميدارد و در حال برنامه ريزي عليه انقلاب است و جنگ را بر ملت ايران تحميل كرد». با گروههاي ملي گرا مخالف بود. مخصوصاً با بني صدر كه در سخنراني هايش به روحانيت مبارز مانند شهيد بهشتي اهانت مي كرد.

    نامه اي از بهشت

    اينجانب ابراهيم رجايي فرزند حاج شيخ علي آرزوي رفتن به جبهه را داشتم و خداوند اين توفيق را به من داد. من احساس مسئوليت كردم كه بايد دين خودم را به ميهن عزيز و ملت ايران و اسلام عزيز ادا كنم و اميدوارم كه خدا ما را به آن آرزويي كه در دل داريم برساند(انشاء ا...).و پيامي براي شما مردم عزيز: با جان و مال تان از ايران و اسلام عزيز دفاع كنيد. اطاعت از امر رهبري يكي از واجبات شما باشد و يك وقت خداي نخواسته مردم كوفه نشويد و حسين زمان خود را تنها نگذاريد. و چند جمله درباره فيض شهادت برايتان مي نويسم، منطق شهيد منطق ديگر است. منطق شهيد سوختن و روشن كردن است. منطق حل شدن و جذب شدن است و در جامعه براي احياي مردم كلمه ديگري نمي تواند جاي كلمه شهيد را بگيرد.حال ببينيم خون شهيد چه ميكند خون باصري و عصاريان چنان روحيه برادران ما را قوي كرده است كه مي گويند يا رب كي خواهد بود كه ما هم مثل آنها به ديدار خداي خود برويم و به آنها بپيونديم.

    آنكه صحت و سلامت شما برادران و خواهران عزيز را از خدا آرزو مي كند.

    ابراهيم رجايي

     

    گردآورنده : سید جلال موسوی

     

    نظرات  

     
    کلاه ر
    0 #1 کلاه ر در تاریخ: جمعه 22 خرداد 1394 ، ساعت 05:03 ب ظ
    خیلی باحال هستید
     

    ارسال نظر

    کد امنیتی
    بارگزاری مجدد