• امروز سه شنبه, 27 آذر 1397 - Tue 12 18 2018
  • شورای اسلامی روستای باغ آسیا

    شهید عباس باصری

    فرزند: رجب 

    تاريخ تولد: 1336 

    محل تولد:شهرستان گناباد باغ آسيا

    تحصيلات: ديپلم

    وضعيت تأهل : متأهل

    شغل: پاسدار

    تاريخ شهادت:1360/09/09

    محل شهادت: بستان

    مسئوليت در جبهه:فرمانده گروهان و معاون گردان

    نام عمليات:طريق القدس

    نحوه شهادت:اصابت تير مستقيم تانك و قطع دست راست

    محل دفن:گلزار شهداي روستاي باغ آسيا( بهشت عباس(

    زندگينامه سردار شهيد عباس باصري

    شهيد عباس باصري در 21 رمضان سال 1336 هجري شمسي در سرزمين خراسان در كوير داغ گناباد در روستايي پر از صفا و صميميت باغ آسيا نوزادي به دنيا آمد كه نام او را عباس گذاشتند گويي از همان لحظه اول كه پدرش در گوشش اذان و اقامه خواند و نام او را عباس گذاشت به او الهام شده بود كه فرزندش روزي براي حفظ اسلام و ميهن خود عباس گونه شهيد خواهد شد و اين نام را برازنده او دانست.عباس هم از همان اوايل كودكي خودش را نشان داد و در محل بعنوان پسر خوب و باتربيتي شناخته شده بود در خانواده اي نسبتاً متوسط و مذهبي و با فرهنگ بزرگ شد دوره دبستان را در محل سكونت خود در دبستان نزديك خانه اش به پايان رسانيد و دوره راهنمايي را در مدرسه ابن سينا مركز شهرستان و دوره دبيرستان را در دبيرستان طالقاني فعلي در گناباد با موفقيت به پايان رسانيد .در جريانات انقلاب تا آنجا كه توانست و در حد آگاهي اي كه داشت فعاليت كرد.قبل از انقلاب با روحانيت ارتباط زيادي داشت و در جريان اطلاعيه امام خميني (ره) قرار مي گرفت و اطلاعيه امام(ره)را مخفيانه تقسيم مي كرد و علاقه زياد به امام داشت با تاسيس ارتش 20ميليون ايشان گروه مقاومت بسيج مستضعفين را با همكاري سپاه در باغ آسيا راه اندازي كرد و جوانان روستا را آموزش نظامي مي داد. و در جريان راه اندازي كتابخانه روستا همكاري فراوان داشت و در اوائل انقلاب همكاري زيادي با بسيج و سپاه داشت.همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي به خدمت مقدس سربازي رفت و پس از پايان خدمت به گناباد بازگشت و در حين خدمت سربازي با دختر دايي خود ازدواج كرد.بعد از اتمام سربازي چون خانواده پدر خانم شهيد در مشهد ساكن بودند وي بيشتر اوقات خود را در مشهدمي گذراند.در مورخه 1359/03/13 به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گناباد درآمد و مدتي مسئول آموزش بسيج بود و مدتي هم عضو شوراي فرماندهي سپاه شدند.در سال 1359 خداوند به عباس فرزند دختري عطا كرد كه عباس با وجود سنگين تر شدن مسئوليتش در خانواده باز هم بيشتر وقت خود را در سپاه و در جبهه سپري مي كرد.با شروع جنگ تحميلي از فرمانده سپاه درخواست اعزام به جبهه نمود ولي به علت فعاليت مؤثر شهيد در سپاه از رفتن او جلوگيري به عمل مي آمد.تا اينكه با اصرار زياد، فرمانده سپاه با اعزام ايشان موافقت نمود.

    با اين اقدام بالاجبار از فرمانده سپاه حكم مأموريت دريافت مي كند و به همراه يك گروه 22 نفري از بسيجيان گناباد عازم جبهه مي شود و در آنجا به همراه نيروهاي مردمي و نيروهاي زرهي ارتش در عمليات طريق القدس تا پايان عمليات مردانه مي جنگد.در شب دوم عمليات با پاتك دشمن رو به رو مي شود كه با شجاعت تمام همراه رزمندگان ديگر جلو دشمن مي ايستد ناگهان بر اثر اصابت گلوله مستقيم تانك به دست راست بر زمين مي افتد، پس از اينكه دست راست اين شهيد قطع مي شود 3 بار بلند يا مهدي مي گويد و به شهادتمي رسد.

    نامه اي از بهشت

    سپاس خدايي را كه مرا از خاك خلق و به خاك بر مي گرداند.چقدر عالي است كه انسان به اين نداي حق پاسخ دهد و در راه او جهاد نمايد. من خودم را كبوتر رها شده از زندان استبداد طاغوت كه به سوي سعادت پرواز مي كند حس

    مي كنم من همانند رهبرم خميني بت شكن مرگ با شرافت را بهتر از زندگي ننگين دانسته و در تعقيب آنم واي بر آن روزي كه از خواب غفلت بيدار شويم ببينيم از غافله عقب مانده و پاي رسيدن نداريم پروردگارا لبيك مرا پاسخ گو كه من لبيك تو را پاسخ مي گويم.

    من شهادت و آن شهادتي را آرزوي مي كنم كه مايه تداوم اسلام و انقلاب اسلامي و سركوبي كفر جهاني گردد پس حركت نمودم به تو.الهي توفيقم ده به دوستانم مي گويم كه دست از دامن امام زمان و نايب او رهبر عزيزم بر ندارند. اين عنايت خداوند است كه نصيب من و شما گرديده و ثمره اين انقلاب را مبادا با سهل انگاري در انجام وظايف از دست بدهيم كه همانا در آتش خواهيم سوخت دوست دارم همچون شمع بسوزم و به اجتماع نور ببخشم.

    تاريخ : 1360/07/20 عباس باصري خدمتگزار اسلام و اجتماع

     

    گردآورنده : سید جلال موسوی

     

    ارسال نظر

    کد امنیتی
    بارگزاری مجدد