• امروز چهارشنبه, 21 آذر 1397 - Wed 12 12 2018
  • شورای اسلامی روستای باغ آسیا

    مقاله ها

    عزت الله شوندی معلمی که خاطراتش هرگز از اذهان مردم باغ آسیا فراموش نخواهد شد

    کتاب خاک گرفته تاریخ باغ آسیا را ورق بزنیم و در میان این اوراق در دهه چهل مدرسه ی گلی را به یاد بیاوریم که در کنار قلعه باغ آسیا میزبان کودکان جویای علم این روستا بود و از میان معلمانی که از سپاه دانش آن زمان برای خدمت به دانش آموزان باغ آسیا آمده بودند شوندی نامی بود که در خاطر بچه ها ماندگار شد.

    شوندی جوان بیست ساله پاک دل و مهربانی که همراه مادرش به این روستا آمد و در کنار این مردم زندگی کرد که بعد از خواندن این گزارش شاید خیلی ها یاد آن دوران کنند

    آقای غلامیان شورای خوش فکر این روستا میگوید این شخصیت عزیز را در تهران بعد از چندین سال پیدا کردم و از ایشان تقاضای ملاقات نمودم و ایشان با بزرگواری من را به منزل خود دعوت کردند ومن هم این موضوع را با دکتر رجایی مطرح کرده و ایشان هم مشتاق دیدار معلم کلاس سوم ابتدایی خود درسال 1346 شدند.گزارش این دیدار از زبان خود ایشان:

    در یک شب پاییزی درکوچه های نظام آباد تهران به دنبال پلاک 46 می گشتم تا اینکه منزل جناب شوندی را پیدا کردم زن و مرد مسن با چهره ای نورانی و لبخندی که در اولین نگاه مهمان را عاشق میزبان میکند به استقبالم آمدند.هنگامه نماز بود،نماز را همانجا اقامه کردم که آقای رجایی هم از راه رسیدند، در آغوش گرفتن یک معلم پس از پنجاه سال توسط شاگردش دیدنی بود ،آن هم معلمی مانند آقای شوندی که نامش هرگز از خاطر مردم این روستا پاک نمیشود. شوندی با مردم این دیار دردآشنا بود هرجا که بود قلبش برای این مردم می تپید بعد از بازگشت از باغ آسیا در بانک و بعد در شرکت نفت و بعد از بین ده هزار متقاضی در شرکت بیمه ایران پذیرفته می شود. به خاطر فعالیت های سیاسی و گرایش مذهبی اش چهاربار به زندان های مخوف دوران سیاه طاغوت افتاد اما صدای پرنده ای که پرواز را در پناه ولایت امام خمینی (ره) آموخته ، نمیشود ساکت کرد.این بار شوندی در فعالیت های جهادی بعد از انقلاب وبیمه ایران و انجمن اسلامی آن همکاری می کرد چه زیبا از امام (ره) میگفت و چقدر دوست داشت که همه همانند امام فکر کنند؛ میگفت امام همه ی خوبیها را دید و همه از دانشجو ، طلبه ، کارگر ، پزشک و همه ی اقشار را دور هم جمع میکرد و میخواست که همه سعی کنیم تا خوبیهای هم را ببینیم . از باغ آسیا میگفت از بچه های باغ آسیا ، جوی آب بالای ده ، از مسجد بالا و پخش اذان با رادیو در مسجد، کارخانه ی برق و ... آقای شوندی روزی را به یاد آورد که یکی از بچه ها به خاطر سنگ های فراوان داخل حیاط مدرسه زمین خورد و دستش شکست که به سرعت او را به مطب دکتر رسانده و دستش گچ گرفته شد. آقای شوندی به نبود بودجه برای پاکسازی حیاط مدرسه اشاره کرد و گفت از بچه ها خواستم تا میله ی پرچم را با سنگ نشانه بگیرند یکی از بچه ها گفت آقا خودتان اول بزنید من هم سنگ را پرتاب کردم که به طور اتفاقی به میله خورد و بچه ها هم شروع بع پرتاب سنگ کردند مدرسه از سنگ های کف حیاط خالی شد و بچه ها هم بازی کردند.معلم دلسوز بچه های دهه چهل باغ آسیا گفت به بچه ها بگویید مرا ببخشند زیرا من در ذهنم هدفی غیر از بازی بچه ها هم درنظر داشتم

    زمان میگذشت و من و باید خود را به پرواز تهران – مشهد میرساندم اما خوشبختانه از ایشان برای آمدن به روستا دعوت کردم و ایشان هم این دعوت را پذیرفتند؛

    ما اهالی باغ آسیا نیز منتظر قدوم این مرد بزرگ هستیم ،خدایش سلامت بدارد./

    نظرات  

     
    سلام
    0 #2 سلام در تاریخ: سه شنبه 06 آبان 1393 ، ساعت 08:08 ب ظ
    مدیریت سایت بلده از عکسای خودش بذاره و به فک و فامیلش تبریک قبولی دکترا بگه.حق میگی احمد ولی کو گوش شنوا.فردی که آبروی روستا بود حتی یک مطلب راجع به زندگی نامه اش نذاشتن ولی سایت نامه گناباد گذاشت.آقای م مدیریت سایت متاسفم
     
     
    احمد
    0 #1 احمد در تاریخ: شنبه 03 آبان 1393 ، ساعت 04:08 ب ظ
    خيلي بي انصافيد مرحوم حاج غلامرضا مومني پير غلام ابا عبدا... حسين بود و سالها هر كجا كه تعزيه اجرا مي كرد نام باغ آسيا رو به دنبال خودش به يدك مي كشيد و در روز درگذشت او از كليه هئيت هاي عزاداري امدن به روستا و اين مصيبت رو به مردم باغ آسيا تسليت گفتن اما شما حتي يك عكس هم از ايشون تو ساييتون نگذاشتيد. حداقل با فرا رسيدن محرم و با احساس كردن جاي خالي ايشون در بين عزا داران اينكار رو بكنيد.
     

    ارسال نظر

    کد امنیتی
    بارگزاری مجدد