• امروز جمعه, 26 مرداد 1397 - Fri 08 17 2018
  • شورای اسلامی روستای باغ آسیا

    تاریخچه صنعت فرش

    گناباد يكی از شهرهای قديمی ايران است و بنای آن را به شاهان هخامنشی نسبت ميدهند. ابن حوقل آن را ينابد، مقدسی جنابذ خوانده است. حمدالله مستوفی از طول و عمق كاريزهای آن و همچنين از غلات و مرغوبيت ابريشم آن ياد كرده است. در اوايل سلسله صفويه نيز مدتها محل درگيری بين ايران و ازبكان بود. در اوايل قرن سيزدهم هجری ايل شيبانی كه رابطه حسنه ای با سلسله قاجاريه نداشتند، گناباد را تصرف كردند و تا حدود سبزوار پيش رفتند. مسجد جامع از آثار تاريخی مشهوری می باشد كه متعلق به اوايل قرن هفتم هجری است.

     

    در حال حاضر گناباد در جنوب استان خراسان رضوی و در فاصله تقريبی 270 كيلومتری جنوب مشهد قرار دارد. از شمال به كاشمر و تربت حيدريه، از جنوب به فردوس و قاين، ازمغرب به بجستان و كوير نمك و از شرق به دشتهای شرقی تا مرز افغانستان محدود می گردد.
    بررسی سوابق قاليبافی در گناباد:
    می توان اين منطقه را در ميان آن گروه از مناطق توليد و عرضه قالی در خراسان منظور نمود كه سابقه قالی معاصر آن به سالهای قبل از جنگ دوم جهانی (1318) باز می گردد. احتمالا\" در يك يا دو دهه قبل از شروع سدهء1300 هجری شمسی نيز قاليبافی به سبك و روش امروز قاليهای خراسان و با اسلوب جديد رايج بوده است. اگرچه امروزه قاليبافی در گناباد از هر حيث قابل مقايسه با ديگر شهرهای استان نيست و كاهش كيفيت در بافته های آنها تا حدودی خودنمايی می نمايد اما منابع موجود و مستند حكايت از فعاليت چشمگير اين ناحيه در سالهای دور گذشته دارد.
     امروز با نگاهی در خيابانهای كوچك و محدود گناباد بجز چند مغازه انگشت شمار نمی توان مكان قابل توجهی برای مشاهده دست بافهای اين ناحيه پيدا نمود. به عبارتی عليرغم وجود عوامل لازم و تامين مواد اوليه به ويژه در سالهای اخير، گرايش قابل توجهی از سوی مردم جهت بهبود كمی و بالاخص كيفی در اين بخش از اقتصاد منطقه ای و به عبارتی در اين بخش از فعاليت اقتصادی مردم مشاهده نمی گردد و عليرغم افزايش تعداد دارهای قاليبافی در سطح منطقه، تحول و جنبشی در جهت بهبود اين صنعت وجود نداشته و لذا در سطح فرشبافی استان، نام گناباد كمتر خود می نماياند. اما آنچه كه باعث توجه بيشتر هر پژوهنده ای به صنعت قاليبافی در اين ناحيه می گردد، تنوع و كيفيت توليدات سالهای اخير بلكه قدمت و سابقه خاص گناباد در اين زمينه می باشد. سابقه ای كه نشان از توجه خاص متنفذين و و بزرگان اين ناحيه به قالی و قاليبافی می باشد و اين خود می تواند نشان از ريشه دار بودن قاليبافی در حومه گناباد، روستاهای باغ آسيا ، بيلند ،دولوئی ، رهن ، رياب و نوغاب از قديمی ترين مناطق قاليبافی گناباد هستند كه تاريخ فرشبافی در آنها احتمالا\" به سالهای اوليه شروع اين صنعت در گناباد باز می گردد و بنا به ادعا و گواه بسياری، روستای باغ آسيابكه در ميان اهالی به باغ سياه شهره گشته، اولين منطقه در شروع قاليبافی گناباد می باشد.
     ارتباط دو كمپانی خارجی وابسته به كشور های آلمان و انگليس در سالهای قبل از 1317 با توليدكنندگان فرش گناباد به ويژه در باغ آسيا، يكی از دلايل اصلی قدمت و اهميت قاليبافی در گناباد به ويژه روستای مذكور می باشد. میرزا احمد باغ آسيایی از معروفترين و شناخته شده ترين توليدكنندگان فرش دستباف گناباد بوده است كه بخش مهمی از توليدات وی بر اساس طرحهای سفارش داده شده از طرف كمپانيهای خارجی بوده است. به طور همزمان با با میرزا احمد باغ آسيایی، قوام ناصری در روستای رياب و معين الاشراف در نوغاب كه از ثروتمندين و متنفذين آن دوران بودند نيز به عنوان ديگر توليدكنندگان فرش دستباف در منطقه گناباد فعاليت داشتند كه به عقيده بسياری از نظر قدمت و سابقه فعاليت در اين زمينه نسبت به میرزا احمد باغ آسيایی دارای سوابق بيشتری هستند. ليكن توليدات میرزا  احمد بنا به اظهار تجار و دست اندركاران از كيفيت و برتری خاصی برخورداربوده است. در مورد قوام ناصری و فعاليت های وی هيچگونه اطلاعی در دست نيست ليكن پس از مرگ معين الاشرف پسر وی به نام حاج آقا معاوت، كار پدر را ادامه داد. توليدات وی تماما\" با نام معاون اتجاره عرضه می گشت. تاريخ فوت اين دو قبل از ميرزا احمد باغ آسيایی می باشد. در حال حاضر برخی از موقوفات معين الاشرف  مانند سنگهای آسياب وقفی كه نام وی بر روی آنها حك شده در نوغاب موجود است.علی جان محمود زاده و حاج عباسعلی بيلندی از ديگر توليدكنندگان فرش در گناباد بوده است.

    به طور كلی شايد بتوان مطابق با اطلاعات موجود، فرشبافی در گناباد را به 2 دوره ی نسبتن متمايز تقسيم نمود كه بيشترين تفاوت توليدات اين دو دوره از لحاظ سبك طرح و نقشهای مورد استفاده می باشد.
    1- دوره اول: از زمان شروع قاليبافی تا قبل از جنگ جهانی دوم (1318). دراين زمان استفاده از طرحهای سفارش شده توسط كمپاتيهای آلمانی و انگليسی بخشی خاص از طرحهای فرش اين ناحيه را به خود اختصاص داده و يا تاثير ويژه ای در نقوش ديگر فرشها برجای گذاشته است.
    2- دوره دوم: دورهء پس از جنگ و گرايش به طرحهای اصيل خراسان به ويژه لچك و ترنج شاه عباسی و افشان شاه عباسی به همراه حفظ رجشمار پايين، ويژگی فرشهای اين دوره می باشد كه در دهه های اخير با توجه به حفظ اين نقشه ها و عدم تحرك و جنبش در دگرگونی نقشها و صرفا\" افزايش رجشمار فرشها تا حداكثر30و 35 بيانگر حفظ شيوه های بافت و عدم اشتياق به تحول در طی 50 سال می باشد.